أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

97

قانون ( فارسى )

9 - با صداى بلند در اطرافش حرف بزنند و پرگويى كنند . 10 - دست و پاها را ببندند و بندها را چنان گره بزنند كه به آسانى باز شوند . اين بستن چندان باشد كه كمى آزار برساند نه زياد . 11 - حالت خوابيدن را بر خود آورد ، چشمها را برهم نهد و همين‌كه كمى حالت خواب بر او آمد ، چراغها را خاموش كنند و سروصداها خاموش شود و گره بندها را باز كنند ، به خواب مىرود . هرگاه از شدت نوبت تب كاهيد و تن احساس سبكى كرد ، آب‌پز خشخاش سياه را كه با كمى مهر گياه و بيخ مهر گياه پخته باشد بر رخسار پاشد و بر اين صورت‌شويى دوام كند . اگر خواب پريده داراى خلط بوركى است ، علاجش اين است كه سوسنبر ، شاه‌افسر ، بابونهء گاوچشمى و خشخاش را در آب بپزد و رخساره را بدان شويد و سر بر بخار آن گيرد . فصل بيست و يكم احساس درد شكم ممكن است بيمار تب‌دار در حالت شدت تب احساس درد در درون كند و شكمش به درد آيد . سبب اين حالت ريزش مواد مرارى زياد به معده است . اگر در نخستين مرحلهء نوبت تب اين درد شكم رخ داد ، شربت سيب همراه اسكنجبين بخورد . فصل بيست و دوم زبرى و چسبندگى زبان بسيار اتفاق افتد كه بيمار در حالت تب زبانش لزج و داراى مادهء چسبنده و يا زبر مىشود . اگر اين لزجى يا زبرى زبان را از بين ببرى بيمار از شدت آزارش مىكاهد و تا اندازه‌اى سبك مىشود . علاج چنين است : اگر در حالت تب زبان بيمار لزج مىشود و مثل اين است كه مادهء چسبناك بر زبان آمده است ، نبات را در روغن بادام حل كن و وسيلهء چوبك خيزران باريك يا چوبكى از شاخ بيد از اين روغن بادام - كه نبات در آن حل شده است - بر زبان بيمار بگذار و حك كن و بر وب تا زبان پاك مىشود و مادهء لزج زدوده مىگردد . و يا كمى نمك در روغن گل بريز و به وسيلهء ابر مرده روغن را بر زبان بيمار بمال ! كه علاوه بر زدايش مادهء لزج زبان ، بيمار احساس سبكى و آسودگى مىكند . اگر زبان بيمار لزج نيست اما زبر است و فقط اين زبرى از خشكى زبان است ، علاجش به قرار زير است : 1 - سپستان يا هستهء آلوبخارا را در دهان نگهدارد .